حکیمانه
ادبیات ایران و جهان
ای پریروئی که گه بر من نگاهی داشتی
از وفا با این دل دیوانه راهی داشتی
یاد آن عهدی که تو ای خسرو شیرین لبان
با من مسکین نگاه گاهگاهی داشتی
عهد الفت چون شکستی، کاش میگفتی به من
جز وفاداری چه تقصیر و گناهی داشتی
گر خطائی دیدی از من در ره صدق و صفا
فاش میکردی عزیزم گر گواهی داشتی
یا که میکردی گمان جان از تو میدارم دریغ
رفع میکردم ز خود گر اشتباهی داشتی
ای خوش آن فرخنده شب ای دل که میدیدم چو شمع
در حضورش سوز و ساز و اشک و آهی داشتی
میشود ناهید پامال آخر این یک مشت خاک
فرض کن اینجا دوروزی عِزّ و جاهی نداشتی  ناهید همدانی

نویسنده: رضا قهرمانی

Google

.: Weblog Themes By Blog Skin :.