حکیمانه
ادبیات ایران و جهان
» آب از سرچشمه گل آلود است 

» آب پاکی را روی دستش ریخت

» آب که از سر گذشت چه یک وجب چه صد وجب

» آبشان از یک جوی نمی گذرد

» آب زیر کاه

» آتش بیار معرکه

» آفتابی شدن

» آستين نو بخور پلو

» آش شله قلمکار

» آش نخورده و دهان سوخته

» از اين ستون به آن ستون فرج است

» از بیخ عرب شدن

» از کوره در رفتن

» از کیسه ی خلیفه بخشیدن

» اگر دندان دارد برای خوردن می آید

» انگار از دماغ فیل افتاده

» این شتری است که در خانه همه کس می خوابد

» ایراد بنی اسرائیلی

» باد آورده را باد برد

» بادنجان دور قاب چین

» بشنو و باور مكن

» بند را آب دادن

» پته اش روی آب افتاد

» تعارف شاه عبدالعظیمی 

» جور کسی را کشیدن

» جيك‌جيك‌ مستونت‌ بود، فكر زمستونت‌ بود

» چشم روشنی

» چوب توی آستین کردن

» چو فردا شود فکر فردا کنیم

» چيزي‌ كه‌ عوض‌ دارد، گله‌ ندارد

» حاجی حاجی مکه

» حرفش را به کرسی نشاند

» خر من از کرگی دم نداشت

» خياط در كوزه افتاد

» دست کسی را توی حنا گذاشتن

» دست و پای کسی را توی پوست گردو گذاشتن

» دعوا سر لحاف ملا بود

» دنبال نخود سیاه فرستادن

» دو قورت و نيمش باقي مانده

» رطب خورده منع رطب چون کند؟

» زیر کاسه نیم کاسه ای است

» سبیل کسی را چرب کردن

» شاه می بخشد، وزیر نمی بخشد

» شتر دیدی ، ندیدی

» علاج‌ واقعه‌ قبل‌ از وقوع‌ بايد كرد

» فوت کوزه گری

» قمپز در کردن

» کفگیر به ته دیگ خورده

» کلاه سرش گذاشتند

» کلاهش پس معرکه است

» کینه شتری

» من ندیم توام نه ندیم بادمجان

نویسنده: رضا قهرمانی

Google

.: Weblog Themes By Blog Skin :.