حکیمانه
ادبیات ایران و جهان
بجز غم با دلم کس آشنا نیست
که هر جا میروم از من جدا نیست
مگر با غم گل ما را سرشتند
که شادی با دل ما آشنا نیست
دگر دیدار گلهای بهاران
برایم روح بخش و جانفزا نیست
بهر دلدار دل بستیم دیدیم
نشانی از وی از مهر و وفا نیست
هزاران داغ دارم بر دل از هجر
که داغ لاله همچون داغ ما نیست
جوانی رفت همچون برق افسوس
بجز یادی دگر از او بجا نیست
چنان دلتنگم از این زندگانی
که از زندان او جانم رها نیست
خدایا با که گویم از غم دل
که در عالم کسی غمخوار ما نیست
(فتوت) قصه های غصه ی دل
بهر دل هست با ما گو، کجا نیست  محمدتقی فتوت

نویسنده: رضا قهرمانی
وقت آن شد که سر خویش، من از غم شکنم
آهی از دل کشم و حلقهٔ ماتم شکنم
گر مراد دل من را ندهد این گردون
همه اوضاع جهان، یکسره در هم شکنم
باده از کاس سفالین خورم و از مستی
به یقین جام جهان بین به سر جم شکنم
گر شود رام دمی ساقی و می گیرم از او
ترک عقبی کنم و توبه دمادم شکنم
شرحی از یوسف گمگشته خود گر بدهم
شهرت گریه یعقوب، مسلّم شکنم
سر شوریدهٔ خود، گر بنهم بر زانو
صبر ایّوب، از این شهره به عالم شکنم
بارها یار بدیدم به صبوحی می‌گفت
عزم دارم که
ز هجرم قدت از غم شکنم شاطرعباس صبوحی 
نویسنده: رضا قهرمانی
زان دم که شدیم آشنای غم تو
بیگانه زخویشم از جفای غم تو
با عشق تو عهد ما چو محکم بودست
کردیم جهان و جان فدای غم تو اسیری لاهیجی
نویسنده: رضا قهرمانی
شعاع درد مرا ضرب در عذاب کنید
مگر مساحت رنج مرا حساب کنید
محیط تنگ دلم را شکسته رسم کنید
خطوط منحنی خنده را خراب کنید
طنین نام مرا موریانه خواهد خورد
مرا به نام دگر غیر از این خطاب کنید
دگر به منطق منسوخ مرگ می خندم
مگر به شیوه ی دیگر مرا مجاب کنید
در انجماد سکون ، پیش از آنکه سنگ شوم
مرا به هرم نفسهای عشق آب کنید
مگر سماجت پولادی سکوت مرا
درون کوره
ی فریاد خود مذاب کنید
بلاغت غم من انتشار خواهد یافت
اگر که متن سکوت مرا کتاب کنید
قیصر امین پور

برچسب‌ها: اشعار شاعران بزرگ برای غم, شعر درباره غم, شعر زیبا برای غم, شعر در مورد غم
نویسنده: رضا قهرمانی
ز بازار محبت غم خريدم
خريدم غم وليكن كم خريدم
همين داغی كه حالا بر دل ماست
ندانم از كدام عالم خريدم
عسل ميجستم ‌از بازار هستی
عدم رخ داد جايش سم خريدم
ز عشق و عاشقی آگه نبودم
غم و درد ترا مبهم خريدم
نبودم واقف از آيينهء دل
كه از جمشيد جام جم خريدم
برای زخم ناسور دل خويش
ز مژگان كسی مرهم خريدم
محبت عشقری راحت ندارد
ز مجبوری متاع غم خريدم صوفی عشقری


برچسب‌ها: اشعار شاعران بزرگ برای غم, شعر درباره غم, شعر زیبا برای غم, شعر در مورد غم
نویسنده: رضا قهرمانی
من حاصل عمر خود ندارم جز غم  
در عشق ز نیک و بد ندارم جز غم 
یک همدم باوفا ندیدم جز درد  
یک مونس نامزد ندارم جز غم  حافظ

 


برچسب‌ها: اشعار شاعران بزرگ برای غم, شعر درباره غم, شعر زیبا برای غم, شعر در مورد غم
نویسنده: رضا قهرمانی
اندر دل بی وفا غــم و ماتم باد
آن را که وفا نیست ز عالم کم باد
دیدی که مـرا هیچ کسی یاد نکرد
جز غـم که هزار آفرین بر غم باد مولوی

 


برچسب‌ها: اشعار شاعران بزرگ برای غم, شعر درباره غم, شعر زیبا برای غم, شعر در مورد غم
نویسنده: رضا قهرمانی
چه غریب ماندی ای دل ! نه غمی ،نه غمگساری
نه به انتظار یاری ، نه ز یار انتظاری
غم اگر به کوه گویم بگریزد و بریزد
که دگر بدین گرانی نتوان کشید باری
چه چراغ چشم دارد از شبان و روزان
که به هفت آسمانش نه ستاره ای ست باری
دل من ! چه حیف بودی که چنین ز کار ماندی
چه هنر به کار بندم که نماند وقت کاری
نرسید آن ماهی که به تو پرتوی رساند
دل آبگینه بشکن که نماند جز غباری
همه عمر چشم بودم که مگر گلی بخندد
دگر ای امید خون شو که فرو خلید خاری
سحرم کشیده خنجر که ، چرا شبت نکشته ست
تو بکش که تا نیفتد دگرم به شب گذاری
به سرشک همچو باران ز برت چه برخورم من
؟
که چو سنگ تیره ماندی همه عمر بر مزاری
چو به زندگان نبخشی تو گناه زندگانی
بگذار تا بمیرد به بر تو زنده واری
نه چنان شکست پشتم که دوباره سر بر آرم
منم آن درخت پیری که نداشت برگ و باری
سر بی پناه پیری به کنار گیر و بگذر
که به غیر مرگ دیر نگشایدت کناری
به غروب این بیابان بنشین غریب و تنها
بنگر وفای یاران که رها کنند یاری  هوشنگ ابتهاج

 


برچسب‌ها: اشعار شاعران بزرگ برای غم, شعر درباره غم, شعر زیبا برای غم, شعر در مورد غم
نویسنده: رضا قهرمانی
در همــه عالم وفاداری کجاســت
غم به خروارست غمخواری کجاست
درد دل چندان کـــه گنجـد در ضمیـــر
حاصلست از عشــق دلداری کجاست
گـر به گـیتی نیســـت دلداری مـــرا
ممکن است از بخــت دل‌باری کجاست
انــدریــن ایـــام در بـــاغ وفــــا
گــر نمی‌روید گلـی خاری کـجاست
جان فـــدای یار کردن هســت سهل
کـاشکی یار بسی یاری کـجاست
در جهان عاشقی بینم همی
یک جهان بی‌کار با کـاری کجاست انوری

 


برچسب‌ها: اشعار شاعران بزرگ برای غم, شعر درباره غم, شعر زیبا برای غم, شعر در مورد غم
نویسنده: رضا قهرمانی
ای آنکه پس از ما به جهان غم داری
نیکو بنگر که از چه ماتم داری
غافل شده ای از آنچه داری با خویش
در ماتم آنی که چه ها کم داری... مجتبی کاشانی 

 


برچسب‌ها: اشعار شاعران بزرگ برای غم, شعر درباره غم, شعر زیبا برای غم, شعر در مورد غم
نویسنده: رضا قهرمانی
اگر كه گل رود از باغ باغبانان چه كند ؟
چو بي بهار شود با غم خزان چه كند ؟
كسي كه مهر گل از دل نميتواند كند
به باغ خشك در ايام مهرگان چه كند
به گريه زنگ غم از دل بشوي و شادان باش
دل گرفته غم خفته را نهان چه كند ؟ مهدی سهیلی

 


برچسب‌ها: اشعار شاعران بزرگ برای غم, شعر درباره غم, شعر زیبا برای غم, شعر در مورد غم
نویسنده: رضا قهرمانی
تا کي غم آن خورم که دارم يا نه
وين عمر به خوشدلي گذارم يا نه
پرکن قدح باده که معلومم نيست
کاين دم که فرو برم برآرم يا نه

این قافله عمر عجب می گذرد
دریاب دمی که با طرب می گذرد
ساقی غم فردای حریفان چه خوری
پیش آر پیاله را که شب می گذرد

بر خیر و مخور غم جهان گذران
خوش باشو دمی به شادمانی گذران
در طبع جهان اگر وفایی بودی
نوبت به تو خود نیامدی از دگران
خیام

 


برچسب‌ها: اشعار شاعران بزرگ برای غم, شعر درباره غم, شعر زیبا برای غم, شعر در مورد غم
نویسنده: رضا قهرمانی

Google

.: Weblog Themes By Blog Skin :.