در حجاب خرقه و دستار مستی خوشتر است
در لباس شیخ و زاهد می پرستی خوشتر است
از می گلگون سفالین کاسه را زرین کنند
عیش و عشرت در زمان تنگدستی خوشتر است
جمع آسایش در این صدپارهٔ ده رنگ نیست
نیستی گر خوش بود در شکل هستی خوشتر است
تاج رفعت را سر آتش نژادان در خور است
خاکزادان را همان آئین پرستی خوشتر است
عاقلان را گر ز تدبیر و تأمل چاره نیست
عاشقان را بی مبالاتی و چستی خوشتر است
دوش در دیر مغان مغزادهٔ مستانه گفت
بت پرستی شیخ را از خودپرستی خوشتر است
در میان حال هشیاری و مستی عالمی است
خوش که هم از هوشیاری هم زمستی خوشتر است میرزا حبیب خراسانی
در لباس شیخ و زاهد می پرستی خوشتر است
از می گلگون سفالین کاسه را زرین کنند
عیش و عشرت در زمان تنگدستی خوشتر است
جمع آسایش در این صدپارهٔ ده رنگ نیست
نیستی گر خوش بود در شکل هستی خوشتر است
تاج رفعت را سر آتش نژادان در خور است
خاکزادان را همان آئین پرستی خوشتر است
عاقلان را گر ز تدبیر و تأمل چاره نیست
عاشقان را بی مبالاتی و چستی خوشتر است
دوش در دیر مغان مغزادهٔ مستانه گفت
بت پرستی شیخ را از خودپرستی خوشتر است
در میان حال هشیاری و مستی عالمی است
خوش که هم از هوشیاری هم زمستی خوشتر است میرزا حبیب خراسانی
نویسنده: رضا قهرمانی
