حکیمانه
ادبیات ایران و جهان
ای که بخشد دهنت جان به تن از هر نفسی
پی به اسرار دهان تو نبرده است کسی
کند آن کاو دهن تنگ تو تشبیه به هیچ
چه کند؟ راه نجسته است بر آن هیچ کسی
هست صد نکتهٔ سر بسته درین نقطه جهان
کی برد راه بر این سر نهان بلهوسی؟
کرد سیمرغ خرد سیر ور افاق و، نیافت
ره بر این نقطه به اندازهٔ بال مگسی
غیر آن کاو به وجود از عدم آورد ترا
نبود کاشف گنجینهٔ این راز کسی
عجبی نیست به چشم من اگر پای نهی
رُسته در باغ به هر پای گُلی خار و خسی
چشم چون نرگس و، رخ لاله، دهن غنچه، چه غم؟
دارد آن کاو چو تو دارد به جهان همنفسی
دل ناهید پی بوسهٔ خال لب تُست
که نصیبش شود از خرمن حسنت عدسی  ناهید همدانی

نویسنده: رضا قهرمانی

Google

.: Weblog Themes By Blog Skin :.