برون آی از حجاب جهل، ای حوّای امروزی!
مگر از نو، چراغ آدم بیفروزی
چو گل پاکیزه باش و، ترک آرایش بگو، زیرا
ز خودسازی متاع احترام خویش میسوزی
دو چیز آموختن میبایدت تا نازنین باشی
یکی تدبیر آسایش، یکی هم عفّت اندوزی
همه درس نخستین از تو میگیرند، پس باید
که خود اوّل فنون آدمیّت را بیاموزی
توئی ویران کن و آباد کن هر دودمانی را
به دست جهل و علم تُست بدبختی و فیروزی
برای شویِ خود هر کار میخواهی بکن، اما
برون از خانه باید چشم خویش از جلوه بر دوزی
لباس ساده و رفتار ساده، چهرهٔ ساده
گرت باشد، توانی عزّت و حرمت بیندوزی
اگر زن پارسا و با هنر باشد، زهی دولت
خدا مردان دانا را چنین یاری کند روزی ناهید همدانی
مگر از نو، چراغ آدم بیفروزی
چو گل پاکیزه باش و، ترک آرایش بگو، زیرا
ز خودسازی متاع احترام خویش میسوزی
دو چیز آموختن میبایدت تا نازنین باشی
یکی تدبیر آسایش، یکی هم عفّت اندوزی
همه درس نخستین از تو میگیرند، پس باید
که خود اوّل فنون آدمیّت را بیاموزی
توئی ویران کن و آباد کن هر دودمانی را
به دست جهل و علم تُست بدبختی و فیروزی
برای شویِ خود هر کار میخواهی بکن، اما
برون از خانه باید چشم خویش از جلوه بر دوزی
لباس ساده و رفتار ساده، چهرهٔ ساده
گرت باشد، توانی عزّت و حرمت بیندوزی
اگر زن پارسا و با هنر باشد، زهی دولت
خدا مردان دانا را چنین یاری کند روزی ناهید همدانی
نویسنده: رضا قهرمانی
