حکیمانه
ادبیات ایران و جهان
آقایان چطور با وطن اینگونه کردید؟
مگر آدم وطن خود را میفروشد؟
آب اش را نوشیده، نان اش را خوردید
در دنیا چیزی عزیزتر از وطن هم هست؟
آقایان این چه بود که با وطن کردید؟
او را تکه تکه از هم دریدید
زلفش را گرفته روی زمین کشیدید
بفرما زدید و به دست کافر سپردید
دست و پایش را به زتجیر کشیدید
وطن برهنه بر زمین افتاده
روزی خواهد رسید که چرخ روزگار بر مدار راستی بچرخد
روزی میاید که از شما خواهند پرسید:
آقایان مگر انسان وطنش را می فروشد؟  ناظم حکمت

نویسنده: رضا قهرمانی

Google

.: Weblog Themes By Blog Skin :.