بیا که صمیمانه دوستدار توام
به دوستی قسم ای ماهرو، که یار توام
تویی که مایۂ سرسبزی بهار منی
منم، که مرغ نواسنج لاله زار توام
وجود من همه لبریز عشق توست، بیا
که با تمام وجودم، در انتظار توام
میان بحر غم آسودگی میسر نیست
خوش آن دقیقه که آسوده در کنار توام
تو شور عشقی و جوشنده در نهاد منی
من اشک شوقم و شویندۂ غبار توام
به دام ماندۂ از یاد رفته ام، باز آی
ز مهر بر سرم آخر، که من شکار توام
نگاه شوخ تو با غمزه ات قراری داد
کز آن قرار، من اینگونه بی قرار توام
مرا چه خاطره هایی خوش از تو ماند به یاد
شکفته خاطر از این نغز یادگار توام
به دُور حسن، تو در شعر من بمانی دیر
که من ادیب سخن پرور دیار توام ادیب برومند
به دوستی قسم ای ماهرو، که یار توام
تویی که مایۂ سرسبزی بهار منی
منم، که مرغ نواسنج لاله زار توام
وجود من همه لبریز عشق توست، بیا
که با تمام وجودم، در انتظار توام
میان بحر غم آسودگی میسر نیست
خوش آن دقیقه که آسوده در کنار توام
تو شور عشقی و جوشنده در نهاد منی
من اشک شوقم و شویندۂ غبار توام
به دام ماندۂ از یاد رفته ام، باز آی
ز مهر بر سرم آخر، که من شکار توام
نگاه شوخ تو با غمزه ات قراری داد
کز آن قرار، من اینگونه بی قرار توام
مرا چه خاطره هایی خوش از تو ماند به یاد
شکفته خاطر از این نغز یادگار توام
به دُور حسن، تو در شعر من بمانی دیر
که من ادیب سخن پرور دیار توام ادیب برومند
نویسنده: رضا قهرمانی
