ذوق عارف دگر و مشرب عامی دگر است
ناتمامی دگر ایخواجه تمامی دگر است
در خم و جام قدح زادهٔ انگور یکیست
پختگی طعم دگر دارد و خامی دگر است
هر نفس خاصیتی دارد و هر دل هنری
پادشاهی دگر ایخواجه غلامی دگر است
مکتبی نیز اگر لیلی و مجنون گفته است
قصهٔ لیلی و مجنون و نظامی دگر است
***
بر لبم گوش نه که بانگ نی است
از دلم نوش کن که خم می است
خشت بر لب خمش ستاده چو خم
می چو سر جوش گشت و وقت قی است
جام ما چون تهی شود از می
نقش وارونه از کلاه کی است
شیخ گو دم مزن بموسم دی
که دمش سخت سردتر ز دی است
کیست در من که گاه در بغداد
میکند سیر و گه بملک ری است
ناتمامی دگر ایخواجه تمامی دگر است
در خم و جام قدح زادهٔ انگور یکیست
پختگی طعم دگر دارد و خامی دگر است
هر نفس خاصیتی دارد و هر دل هنری
پادشاهی دگر ایخواجه غلامی دگر است
مکتبی نیز اگر لیلی و مجنون گفته است
قصهٔ لیلی و مجنون و نظامی دگر است
***
بر لبم گوش نه که بانگ نی است
از دلم نوش کن که خم می است
خشت بر لب خمش ستاده چو خم
می چو سر جوش گشت و وقت قی است
جام ما چون تهی شود از می
نقش وارونه از کلاه کی است
شیخ گو دم مزن بموسم دی
که دمش سخت سردتر ز دی است
کیست در من که گاه در بغداد
میکند سیر و گه بملک ری است
نویسنده: رضا قهرمانی
