حکیمانه
ادبیات ایران و جهان
ای دلبر نازنین شمائل
ای دل به شمائل تو مائل
ای کوی تو کعبهٔ طوائف
ای روی تو قبلهٔ قبائل
ای داغ غم تو همچو تعویذ
در گردن جان و دل حمائل
ای شهد محبت تو هالک
ای راه مودوت تو هائل
چهرت نبود ز دیده غایب
مهرت نشود ز سینه زائل
گو باش هزار بهر مانع
گو باش هزار کوه حائل
با وصف تو در اواخر حسن
زشست است فسانهٔ اوائل
ناکامی ما و کام اغیار
بر عشق و هوس بود دلائل
از کوی خودم مران که کفر است
در کیش کریم رد سائل
گر پیش تو دوستی گناه است
من معترفم به جرم و قائل
بر هر که رفیق این غزل خواند
گفتا لله در قائل  رفیق اصفهانی

نویسنده: رضا قهرمانی

Google

.: Weblog Themes By Blog Skin :.