ای دلبر نازنین شمائل
ای دل به شمائل تو مائل
ای کوی تو کعبهٔ طوائف
ای روی تو قبلهٔ قبائل
ای داغ غم تو همچو تعویذ
در گردن جان و دل حمائل
ای شهد محبت تو هالک
ای راه مودوت تو هائل
چهرت نبود ز دیده غایب
مهرت نشود ز سینه زائل
گو باش هزار بهر مانع
گو باش هزار کوه حائل
با وصف تو در اواخر حسن
زشست است فسانهٔ اوائل
ناکامی ما و کام اغیار
بر عشق و هوس بود دلائل
از کوی خودم مران که کفر است
در کیش کریم رد سائل
گر پیش تو دوستی گناه است
من معترفم به جرم و قائل
بر هر که رفیق این غزل خواند
گفتا لله در قائل رفیق اصفهانی
ای دل به شمائل تو مائل
ای کوی تو کعبهٔ طوائف
ای روی تو قبلهٔ قبائل
ای داغ غم تو همچو تعویذ
در گردن جان و دل حمائل
ای شهد محبت تو هالک
ای راه مودوت تو هائل
چهرت نبود ز دیده غایب
مهرت نشود ز سینه زائل
گو باش هزار بهر مانع
گو باش هزار کوه حائل
با وصف تو در اواخر حسن
زشست است فسانهٔ اوائل
ناکامی ما و کام اغیار
بر عشق و هوس بود دلائل
از کوی خودم مران که کفر است
در کیش کریم رد سائل
گر پیش تو دوستی گناه است
من معترفم به جرم و قائل
بر هر که رفیق این غزل خواند
گفتا لله در قائل رفیق اصفهانی
نویسنده: رضا قهرمانی
