بیا که آمدنت موسم شکوفایی است
به باغ دیده خرامیدنت تماشایی است
ستاره ها همه در التهاب می سوزند
نگاههای تو امشب چقدر رؤیایی است
وجود آینه ها از تو رنگ می گیرد
نگاه نافذ تو قبله گاه زیبایی است
غزل بگو که غزل از زبان تو زیباست
سخن بگو که سخن گفتنت مسیحایی است
تو با شکوهترین نغمه های توحیدی
زبان عاطفه ات آیه های شیدایی است
هوای باغ چه دلگیر می شود بی تو
بهار بی تو مرا فصل سرد تنهایی است...
به باغ دیده خرامیدنت تماشایی است
ستاره ها همه در التهاب می سوزند
نگاههای تو امشب چقدر رؤیایی است
وجود آینه ها از تو رنگ می گیرد
نگاه نافذ تو قبله گاه زیبایی است
غزل بگو که غزل از زبان تو زیباست
سخن بگو که سخن گفتنت مسیحایی است
تو با شکوهترین نغمه های توحیدی
زبان عاطفه ات آیه های شیدایی است
هوای باغ چه دلگیر می شود بی تو
بهار بی تو مرا فصل سرد تنهایی است...
نویسنده: رضا قهرمانی
