آنکه با پای نسیم از شب این خانه گذشت
مهربان آمد و جان داد و صمیمانه گذشت
با تن سبز سپیدار چه پیوندی داشت؟
آنکه با قامت سبز از بر گلخانه گذشت
آتش افروز دل ما شد و با توسن عشق
تا فراسوی گل شعله چو پروانه گذشت
آنکه راهی به سر کوچهٔ دل داشت چه دید؟
که ز ویرانهٔ تن، تن زد و بیگانه گذشت
دل ما را به صفایی گل شبنم می خواند
آنکه با پای نسیم از شب این خانه گذشت
مهربان آمد و جان داد و صمیمانه گذشت
با تن سبز سپیدار چه پیوندی داشت؟
آنکه با قامت سبز از بر گلخانه گذشت
آتش افروز دل ما شد و با توسن عشق
تا فراسوی گل شعله چو پروانه گذشت
آنکه راهی به سر کوچهٔ دل داشت چه دید؟
که ز ویرانهٔ تن، تن زد و بیگانه گذشت
دل ما را به صفایی گل شبنم می خواند
آنکه با پای نسیم از شب این خانه گذشت
نویسنده: رضا قهرمانی
