امشب دلم به کنج غمت جا گرفته است
در یاد جانگداز تو مأوا گرفته است
صدبار خاطرات تو را کرده ام مرور
دل باز هم برای تماشا گرفته است
بشکفته باز غنچهٔ گلواژه های عشق
در دل دوباره شور غزل پا گرفته است
چشمم که چون کویر، طراوت ندیده بود
امشب بهانهٔ دل دریا گرفته است
سجاده در فراق تو انتظار ماند
عالم تمام رنگ مصلی گرفته است
در یاد جانگداز تو مأوا گرفته است
صدبار خاطرات تو را کرده ام مرور
دل باز هم برای تماشا گرفته است
بشکفته باز غنچهٔ گلواژه های عشق
در دل دوباره شور غزل پا گرفته است
چشمم که چون کویر، طراوت ندیده بود
امشب بهانهٔ دل دریا گرفته است
سجاده در فراق تو انتظار ماند
عالم تمام رنگ مصلی گرفته است
نویسنده: رضا قهرمانی
