من به درگاه خدا غیر از گنه کاری نکردم
لیک دلشادم که هرگز مردم آزاری نکردم
شرم دارم از خدا و زینهمه اعمال زشتم
هر چه کردم بر کسی ظلم و ستمکاری نکردم
گر چه از مال جهان همواره دستم بود خالی
شکوه ای از رنج و فقر و ذلت و خواری نکردم
گر نبردم بهره از شب زنده داری و عبادت
هرگز اندر صورت ظاهر ریاکاری نکردم
در درون خود اگر خونابه ی دل شد نصیبم
اشک خود را نزد هر دون همتی جاری نکردم...
لیک دلشادم که هرگز مردم آزاری نکردم
شرم دارم از خدا و زینهمه اعمال زشتم
هر چه کردم بر کسی ظلم و ستمکاری نکردم
گر چه از مال جهان همواره دستم بود خالی
شکوه ای از رنج و فقر و ذلت و خواری نکردم
گر نبردم بهره از شب زنده داری و عبادت
هرگز اندر صورت ظاهر ریاکاری نکردم
در درون خود اگر خونابه ی دل شد نصیبم
اشک خود را نزد هر دون همتی جاری نکردم...
نویسنده: رضا قهرمانی
