حکیمانه
ادبیات ایران و جهان
دهان‌ات را مي‌بويند
مبادا که گفته باشي دوست‌ات مي‌دارم
دلت را مي‌بويند
روزگار ِ غريبي‌ست ، نازنين

و عشق را
کنار ِ تيرک ِ راه‌بند
تازيانه مي‌زنند
عشق را در پستوی خانه نهان بايد کرد

در اين بُن‌بست ِ کج‌وپيچ ِ سرما
آتش را
به سوخت‌بار ِ سرود و شعر
فروزان مي‌دارند
به انديشيدن خطر مکن
روزگار ِ غريبي‌ست ، نازنين

آن که بر در مي‌کوبد شباهنگام
به کُشتن ِ چراغ آمده است
نور را در پستوی خانه نهان بايد کرد

آنک قصابان‌اند
بر گذرگاه‌ها مستقر
با کُنده و ساتوری خون‌آلود
روزگار ِ غريبي‌ست ، نازنين

و تبسم را بر لب‌ها جراحي مي‌کنند
و ترانه را بر دهان
شوق را در پستوی خانه نهان بايد کرد

کباب ِ قناری
بر آتش ِ سوسن و ياس
روزگا
ر  غريبي‌ست ، نازنين

ابليس ِ پيروزْمست
سور ِ عزای ما را بر سفره نشسته است
خدا را در پستوی خانه نهان بايد کرد


برچسب‌ها: اشعار احمد شاملو, شعری زیبا از شاملو, اشعار عرفانی, اشعار عاشقانه
نویسنده: رضا قهرمانی

Google

.: Weblog Themes By Blog Skin :.