حکیمانه
ادبیات ایران و جهان
از نو شکفت نرگس چشم انتظاری ام
گل کرد خار خار شب بی قراری ام
تا شد هزار پاره دل از یک نگاه تو
دیدم هزار چشم در آیینه کاری ام
گر من به شوق دیدنت از خویش می روم
از خویش می روم که تو با خود بیاری ام
بود و نبود من همه از دست رفته است
باری مگر تو دست بر آری به یاری ام
کاری به کار غیر ندارم که عاقبت
مرهم نهاد نام تو بر زخم کاری ام
تا ساحل نگاه تو چون موج بی قرار
با رود رو به سوی تو دارم که جاری ام
با ناخنم به سنگ نوشتم
: بیا , بیا
زان پیشتر که پاک شود یادگاری ام

برچسب‌ها: اشعار انتظار امام زمان, اشعار قیصر امین پور, اشعار عرفانی, اشعار عاشقانه
نویسنده: رضا قهرمانی

Google

.: Weblog Themes By Blog Skin :.