هیچ چیز نميتواند دو بار اتفاق بيفتد،
و اتفاق نخواهد افتاد
درنتیجه ناشی
به دنیا آمده ایم
و خام خواهیم رفت
برچسبها: اشعار ويسلاوا شيمبورسكا, اشعار زیبای شاعران جهان, اشعار عرفانی, اشعار عاشقانه
و اتفاق نخواهد افتاد
درنتیجه ناشی
به دنیا آمده ایم
و خام خواهیم رفت
حتي اگر کودن ترین شاگرد ِ مدرسه ی دنیا می بودیم
هیچ زمستانی یا تابستانی را تکرار نمی کردیم
هیچ روزی تکرار نمی شود
هيچ شبي، دقيقاً مثل شب پيش نيست،
هيچ بوسهاي، مثل بوسهي قبل نيست
و نگاه قبلی مثل نگاه بعدی
دیروز ، وقتی کسی در حضور من
اسم تو را بر زبان آورد،
طوری شدم ، که انگار گل رزی از پنجره ی باز
به اتاق افتاده باشد
امروز که با همیم
رو به دیوار کردم
رز! رُز، ديگر چيست؟
آیا رز ، گل است؟ شاید سنگ باشد
روزها، همه زودگذرند
چرا ترس،اين همه اندوه بيدليل براي چيست؟
هيچ چيزي هميشگي نيست
فردا كه بيايد، امروز فراموش شده است.
هر دو خندان
خود را با طالع و سرنوشتمان هماهنگ می كنيم
هر چند باهم متفاوتیم
مثل دو قطره ی آب زلال
برچسبها: اشعار ويسلاوا شيمبورسكا, اشعار زیبای شاعران جهان, اشعار عرفانی, اشعار عاشقانه
نویسنده: رضا قهرمانی
