هنگامی مقام بالاتر فرمانی صادر میکند ولی مجری فرمان را به مصلحت ندیده و از انجام آن خودداری می کند. دراین حالت با طنز و کنایه می گویند:شاه می بخشید، وزیر نمی بخشید
"شاه سلیمان" پسر شاه عباس دوم در سال ۱۰۷۸قمری بر تخت سلطنت نشست و مدت ۲۹ سال با قساوت و عیاشی سلطنت کرد. وی وزیر مقتدر و کاردانی داشت به نام شیخ علی خان زنگنه که از سال ۱۰۸۶ تا۱۱۰۱ق فرمانروای حقیقی ایران به شمار می رفت و چون شاه صفی خوش گذران وضعیف النفس بود، همه ی امور مملکتی را او اداره می کرد.
یکی ار عادت های شاه سلیمان این بود که درمجالس عیش و طرب شبانه، هنگامی که سرش از باده ی ناب گرم می شد، دیگ کرم وبخشش او به جوش می آمد و برای رقاصه ها و مغنیان مجلس مبالغ هنگفتی حواله صادر می کرد که صبح بروند و از شیخ علی خان بگیرند.
چون شب به سرمی رسید و بامدادان حواله های صادر شده را نزد شیخ علی خان می بردند، او همه را یکسره و بدون پروا به بهانه ی آن که چنین اعتباری در خزانه موجود نیست، بی پاسخ می گذاشت و متقاضیان را دست از پا درازتر بر می گردانید.یعنی "شاه می بخشد،وزیر نمی بخشد"
برچسبها: ریشه اصطلاحات و ضرب المثل های فارسی, ریشه تاریخی ضرب المثل های ایرانی, معروفترین ضرب المثل های پارسی, ضرب المثل های کوچه و بازار
