حکیمانه
ادبیات ایران و جهان
کس همچو من از زمانه ناکام نشد
ناکام چو من کسی ز ایام نشد
یکشب به مراد دل من روز نگشت
یک روز به کام دل من شام نشد
***
نه حسن تو ای جان جهان می ماند
نه عشق من سوخته جان می ماند
حسن تو و عشق من همین امروز است
فرداست که نه این و نه آن می ماند
***
هر سو گذری جلوه گر ای غیرت ماه
سازی دل و دین خراب از طرز نگاه
یک غمزه و آن همه بلای دل و دین
لا حول ولا قوة الا باللّه
***
نه مهر و نه مه به این نیکوئی که توئی
نه لاله و گل به خوب روئی که توئی
یوسف که به روزگار از او می گویند
این یوسف روزگار گوئی که توئی
***
ای قافله سالار دلی را دریاب
افتاده جدا ز منزلی را دریاب
ای پیشرو قافله از سیل سرشک
پس ماندۂ پای در گلی را دریاب

نویسنده: رضا قهرمانی

Google

.: Weblog Themes By Blog Skin :.