حکیمانه
ادبیات ایران و جهان
پرده گیر از رخ که خَلق آن صُنع صانع بنگرد
تا در آن آئینه بر اسرار خلقت پی برد
همچو صورت آفرین را آفرین کز آب و خاک
با طبیعت اینچنین زیبا گلی میپرورد
عاشقان را لذت هستی چه داند هوشیار
کز چه بوسی از لب جانان به جانی میخرد
مشکل آن دلداده باید در حریم دوست راه
کاو ز جان اوّل قدم در راه جان نگذرد
سالها ماند به حیرت خیره چشم روزگار
تا چنین زیبا گلی در این گلستان پرورد
گوئی آن خال سیه بر عارض گلرنگ او
آهوی خوش خط و خالی در گلستان میچرد
نقش دیوارند جمعی دل پریشان همچو من
هر کجا چون کبک آن سرو خرامان بگذرد
شیخ خواهد ترکم از عشقش دهد، غافل کز او
میبرد تا نامی، از سر طایر هوشم پرد
عشق اگر ناهید عشق حُسن عالمگیر اوست
کی نهد بر سینۂ اهل بصیرت دست رد؟ ناهید همدانی

نویسنده: رضا قهرمانی

Google

.: Weblog Themes By Blog Skin :.