عاشق یاری جفا بسیار می باید کشید
جور اغیار و جفای یار می باید کشید
تامیسر گرددت روزی مگر دیدار دوست
روزگاری حسرت دیدار می باید کشید
زحمت اغیار می باید کشید از بهر یار
طالب گل را جفای خار می باید کشید
عاشقان را از برای عزت کم از حبیب
از رقیبان خواری بسیار می باید کشید
عاشقان را از برای عزت کم از حبیب
از رقیبان خواری بسیار می باید کشید
هر زمان بر چهرهٔ، خون دیده می باید فشاند
هر دم از دل ناله های زار می باید کشید
قصه عشق و جنون خوش نیست در خلوت رفیق
رخست خود را بر سر بازار می باید کشید
***
سوی آن کز تو دلش خوش به نگاهی باشد
سهل باشد که نگاهی ز تو گاهی باشد
مانع ای ابر کرم چیست که از رشحهٔ تو
قطره ای قسمت لب تشنه گیاهی باشد
تو که چشمت نگران نیست به راهی چه غمت
که به راهت نگران چشم به راهی باشد
گفتی آن دم که نباشی کنمت یاد رفیق
آندم این حرف بیاد تو الهی باشد رفیق اصفهانی
جور اغیار و جفای یار می باید کشید
تامیسر گرددت روزی مگر دیدار دوست
روزگاری حسرت دیدار می باید کشید
زحمت اغیار می باید کشید از بهر یار
طالب گل را جفای خار می باید کشید
عاشقان را از برای عزت کم از حبیب
از رقیبان خواری بسیار می باید کشید
عاشقان را از برای عزت کم از حبیب
از رقیبان خواری بسیار می باید کشید
هر زمان بر چهرهٔ، خون دیده می باید فشاند
هر دم از دل ناله های زار می باید کشید
قصه عشق و جنون خوش نیست در خلوت رفیق
رخست خود را بر سر بازار می باید کشید
***
سوی آن کز تو دلش خوش به نگاهی باشد
سهل باشد که نگاهی ز تو گاهی باشد
مانع ای ابر کرم چیست که از رشحهٔ تو
قطره ای قسمت لب تشنه گیاهی باشد
تو که چشمت نگران نیست به راهی چه غمت
که به راهت نگران چشم به راهی باشد
گفتی آن دم که نباشی کنمت یاد رفیق
آندم این حرف بیاد تو الهی باشد رفیق اصفهانی
نویسنده: رضا قهرمانی
