حکیمانه
ادبیات ایران و جهان
ای خدای نگران! ما چه خلافی کردیم
جز که در محضر تو قافیه بافی کردیم؟
صفحه، صفحه، همه پشت سرمان حرف زدند
ما فقط صاف نشستیم و صحافی کردیم
ما فقط صاف نشستیم و به میل خودمان
نقد رفتار تو و صوفی و صافی کردیم
می اگر بود -پیِ رفع خماری- خوردیم
حال اگر بود -به اندازه ی کافی- کردیم
ما فقط صاف نشستیم و سرودیم از مرگ
نه بدِ خلق و نه آداب مُنافی کردیم

ما فقط صاف نشستیم و بدی هامان نیز
غلطی بود که در وقت اضافی کردیم
غلطی بود که در مرتبه ی جان کندن
-در جواب همه ی عمر- تلافی کردیم

جز کمر-درد و قلم-درد نشد عایدمان
این همه سال که اَعمال خرافی کردیم
درد را سرد نوشتیم و غزل را مُهمل
این همه سال که تمرین قوافی کردیم
ای خدای نگران! باز ببخشید اگر
صاف در محضرتان قافیه بافی کردی

نویسنده: رضا قهرمانی

Google

.: Weblog Themes By Blog Skin :.