حکیمانه
ادبیات ایران و جهان
دل من تا تو را بهانه گرفت
اشک در چشمم آشیانه گرفت
تا شبی در تبی نسوزد باز
دل من گریه ر
ا بهانه گرفت
می شد ای کاش با تو می گفتم
عشق در سینه ام زبانه گرفت
اشک در چشم من نشست و شکست
عشق در دل شبی که خانه گرفت
بنشین عقده مرا وا کن
دلم از مردم زمانه گرفت
دل من مثل ابرهای بهار
دامن گریهٔ شبانه گرفت
یاد گلبرگهای پاییزی
باز قلب مرا نشانه گرفت

نویسنده: رضا قهرمانی

Google

.: Weblog Themes By Blog Skin :.