فیلسوف معروف آلمانی
چنان باش كه بتوانی به هر كس بگویی : مثل من رفتار كن. ایمانوئل كانت
آرزوهای بشر پایان ناپذیر است. هرگاه به آرزویی رسید، آرزوی دیگری دارد. ایمانوئل كانت
اگر بتوان این پرسش را بیان كرد كه آیا ما در حال حاضر در یك عصر به روشنگری رسیده زندگی می كنیم؟ پاسخ باید این باشد كه خیر، اما یقیناً در یك عصر روشنگری زندگی می كنیم. ایمانوئل كانت
آگاهی، دانش سازمان یافته است و خرد، زندگی سازمان یافته. ایمانوئل كانت
حتی خشم آسمان برای زمین، فراوانی است. ایمانوئل كانت
روشنگری، پایان دوران كودكی خود تحمیل كرده ی نوع بشر است. ایمانوئل كانت
شعار روشنگری این است كه توانایی دنبال كردن فهم خود را داشته باش. ایمانوئل كانت
در دنیا دو چیز از همه زیباتر است؛ آسمان پرستاره و وجدان آسوده. ایمانوئل كانت
بهترین خوشی ها استراحت پس از كار است.ایمانوئل كانت
وجه تمایز انسان نه جسم او بلكه روحش است.ایمانوئل كانت
اگر از انسان آرزو و خواب گرفته شود، بیچاره ترین موجود روی زمین است.ایمانوئل کانت
موسیقی لذت بخش ترین هنرها است، اما چیزی به ما نمی آموزد؛ آنچه كه فكر و روح آدمی را تغذیه می كند و آموزنده است، شعر و شاعری است. ایمانوئل كانت
وظیفه ی اصلی دولتهای حقیقی آن است كه نگذارند به انسانها مانند شیء نگریسته شود و دست كم، محدودیت و نگاهبانی را به حداكثر آزادی افراد اعمال كنند. ایمانوئل كانت
شاعری، والاترین هنرها است. ایمانوئل كانت
هرگز با دیگران مثل ابزار كار رفتار نكنید، بلكه آنان را چون غایت و هدف بشمارید.ایمانوئل كانت
دو چیز در من شگفتی و ستایش همیشگی برمی انگیزد،آسمان پر ستاره بالای سرم و حکم اخلاقی درونم.ایمانوئل كانت
شیرین ترن نتیجه ی دقت و نظم، پیروزی است. ایمانوئل كانت
خدا را باور كنید، برای اینكه به چنین باوری محتاجید.ایمانوئل كانت
اخلاق باید بر هنر حكومت كند. ایمانوئل کانت
آنچنان رفتار كن كه رفتار تو بتواند به صورت قانون كلی درآید. ایمانوئل كانت

کتابهای ایمانوئل كانت: نقد عقل محض،نقد عقل عملی ، نقد قوه حکم ، مابعدالطبیعهٔ اخلاق و ...
ايمانوئل کانت، سال 1724 در کونیگسبرگ آلمان متولد شد.وی فیلسوف آلمانی و از مهمترین اندیشمندان و متفکرین تاریخ می باشد.وی در 12 فوریه 1804 میلادی درگذشت. در مراسم تشییع جنازه او، مردم از شهرهای مختلف آلمان گرد آمدند تا به استادی بزرگ ادای دین نمایند.
او هیچ گاه ازدواج نکرد و به مسافرتی هم نرفت. کانت در بیست و سه سالگی پس از پایان تحصیلات مقدماتی به مدت نه سال به تدریس خصوصی و مطالعه علوم به طور شخصی پرداخت .او در سی و دو سالگی تدریس رسمی خود را آغاز کرد .وظایفش به عنوان مدرس دانشگاه ایجاب میکرد که همه بخش های فلسفه را درس دهد و سالهای متمادی توان فکری خود را مصروف تدریس، انتشار کتابهای مختلف و مقالات کرد.
حدود ده سال را صرف کوشش در متافیزیک مانند تلاشهایی برای اثبات خدا کرد پس این مدت تحت تاثیر هیوم به تعبیر خودش از خواب دگماتیستی (جزم اندیشی) بیدارشد . و متافیزیک را رها کرد و به نقد آن پرداخت . اما این چرخش 180 درجه ای او در متافیزیک و عقل نظری تاثیری در زندگی و عقاید زندگی روزمره اش نداشت . برای مثال کانت بعد از این بیداری از خواب دگماتیستی هرگونه تلاش برای اثبات یا رد خدا را به شیوه عقلی (عقل نظری) مردود شمرد . ولی با اینحال او به پندار خدا وفادار ماند . زیرا او وجود خدا را از دیدگاه عقل عملی مثلا به عنوان پایه ای برای امکان اخلاقیات لازم می دانست .
مهمترین ثمره فلسفه نقادانه که در واقع شاهکار فلسفی او محسوب می شود کتاب نقد عقل محض می باشد که او در پنجاه و هفت سالگی نگاشته است .
کتابهای ایمانوئل كانت:
نقد عقل محض،نقد عقل عملی ، نقد قوه حکم ، مابعدالطبیعهٔ اخلاق و ...

فیثاغورث در جزیره ساموس، نزدیک کرانههای ایونی، زاده شد. او در عهد قبل از ارشمیدس، زنون و اودوکس ۵۶۹ تا ۵۰۰ (پیش از میلاد) میزیست.در مورد مرگ وی گفته شده که متعصبان مذهبی و سیاسی، تودههای مردم را علیه او شوراندند و به ازای نور هدایتی که وی راهنمای ایشان کرده بود مکتب و معبد او را آتش زدند و وی در میان شعلههای آتش جان سپرد.
او در جوانی به سفرهای زیادی رفت و این امکان را پیدا کرد تا با مصر، بابل و مغان ایرانی آشنا شود و دانش آنها را بیاموزد.
فیثاغورث نیز به مانند سقراط جانب احتیاط را نگاه داشت و چیزی ننوشت. آموزههای وی از طریق شاگردانش به دست ما رسیدهاست.
مبنای ریاضیات بر «استدلال» استوار است، قبل از فیثاغورث هیچ کس نظر روشنی درباره این موضوع نداشت که استدلال باید مبنی بر مفروضات باشد. به عبارتی استدلال، مسئلهٔ تعریف شدهای نبود.

هرگز قبل از فکر کردن حرف نزن و کاری انجام مده. فیثاغورث
آدمی را امتحان به کردار باید کرد نه به گفتار ،چه بیشتر مردم زشت کردار و نیکو گفتارند.فیثاغورث
بایستی با روح خود آشنا شده و سعادت را در اعماق روح و قلب خود جستجو کنیم. فیثاغورث
فرصت از دست مده و در کار سستی مکن که میوه آن ذلت است.فیثاغورث
انسان ،معیار همه ی چیزها است.فیثاغورث
بهترین زمان برای تربیت اراده ، ایام جوانی است.فیثاغورث
اراده انسانی در کنار سرنوشت او ایستاده و چرخ تکامل او را اداره میکند.فیثاغورٍث
دوست تو کسی است که هرگاه کلمه حق از تو بشنود ، خشمناک نشود.فیثاغورث
تا میتوانی دوست برای خودت آماده کن نه از برای مالت.فیثاغورث
اصل حاکم بر زندگی ما انسانها احساس است.فیثاغورث
خشم با دیوانگی آغاز میشود و با پشیمانی پایان میپذیرد.فیثاغورث
بایستی با روح خود آشنا شده و سعادت را در ژرفای روح و قلب خود جستجو کنیم.فیثاغورٍث
اگر دوست تو مرتکب خطایی شد ، از دوستی او صرفنظر مکن ،زیا که انسان در معرض خطاست. فیثاغورث

شیرینترین چیز در زندگی ، عشق زن پاکدل به شوهرش میباشد. فرانسوا ولتر
عشق، نقاشی رنگ و روغنی است كه طبیعت، آن را تدارك میبیند و ذهن، به آن شاخ و برگ میدهد. فرانسوا ولتر
عشق، پارچه ی گلدوزی شده ای است كه طبیعت، آن را آراسته و تخیل، نقش و نگار آن را ترسیم كرده است. فرانسوا ولتر
هر چه بیشتر كتاب بخوانید، بیشتر از زندگی حقیقی برخوردار خواهید شد. فرانسوا ولتر
برای آنكه بتوان خوب نوشت باید در یك كشور آزاد زندگی كرد.فرانسوا ولتر
آنچه كه در یك شب نمایش می آموزیم، از عهده یك كتاب بزرگ بیرون است.فرانسوا ولتر
بدبختانه همنوعان ما به گونه ای ساخته شده اند كه افرادی كه در راههای صاف و هموار راه می روند، پیوسته در مسیر آنهایی كه می كوشند راه جدیدی را باز كنند، سنگ می اندازند.فرانسوا ولتر
هر زمان احساس می كنم كه درد و رنج و بیماری می خواهد مرا آزار دهد، به كار پناه می برم. كار، بهترین درمان دردهای من است. فرانسوا ولتر
من دشمن تو و باورهای تو هستم، اما آماده ام در راه آزادی باورهایت، جان خود را فدا كنم. فرانسوا ولتر
كسانی كه از حیث استعداد و طبیعت، مافوق دیگران هستند، غالبأ به خطا و گناه نزدیكترند، زیرا هیچ دلیلی ندارد كه استعداد، اشخاص را مافوق یكدیگر قرار دهد. فرانسوا ولتر
قلم روزنامه نگار مانند تیشه ای است كه نمی شود آن را شكست؛ این تیشه بدین جهت ساخته شده كه دنیای قدیم را ویران كند و دنیای تازه ای به وجود آورد. فرانسوا ولتر
سرگرم نبودن با زنده نبودن یكی است. فرانسوا ولتر
كتاب بر دنیای تمدن فرمانروایی می كند. فرانسوا ولتر
سعادت وكامیابی در زندگانی تابع رویدادها نیست، بلكه از خود ما سرچشمه می گیرد. فرانسوا ولتر
سعادت مثل هر فضیلتی از دو چیز به وجود می آید، صرفه جویی و كوشش. فرانسوا ولتر
خوشبختی كالایی است كه طبیعت به قیمت بسیار گران، آن را به ما می فروشد. فرانسوا ولتر
خوشبختی در دنیا وجود ندارد. زندگی ما عبارت است از محاكمه یا تنبیه كردن، پاداش گرفتن و یا انجام اعمال احتیاطی. فرانسوا ولتر
خدا امید و خواب را برای جبران غم های زندگی به ما ارزانی داشته است.فرانسوا ولتر
خانم! زیبایی شما تنها چشم را لذت می بخشد، اما زیبایی اخلاق و فهم شما، روح را نوازش می دهد. فرانسوا ولتر
حقایق را بگویید و مردم را آگاه سازید، هرچند مطمئن باشید كه كشته خواهید شد.فرانسوا ولتر
تمام مردم آزادی را دوست می دارند، اما مهارت عجیبی در نابود كردن آن به كار می برند. فرانسوا ولتر
تمام هنرها برادر یكدیگرند؛ هریك از هنرها بر هنرهای دیگر روشنایی می افكند. فرانسوا ولتر
تاریخ تنها تصویر جنایتها و تیره بختی های بشر است. فرانسوا ولتر
بهترین راه برای جلب نیكی، رفع بدی است. فرانسوا ولتر
برگهای كتاب به منزله بالهایی هستند كه روح ما را به جهان روشنایی پرواز می دهند.فرانسوا ولتر
افرادی كه بزرگترین خدمت را به دانش و فرهنگ نموده اند، نویسندگان و پژوهشگرانی بوده اند كه در انزوا می زیسته اند و هرگز در گفتگوهای دانشگاهی شركت نكرده و حقایق صد در صد اثبات نشده را در آكادمی ها ابراز نداشته اند. فرانسوا ولتر
اختیار افكار ما نیز در دست خودمان نیست، زیرا كمابیش همیشه بی اختیار فكر می كنیم.فرانسوا ولتر
آیا در دنیا كسی آنقدر عاقل است كه از تجارب دیگران عبرت گیرد؟ فرانسوا ولتر
آخرین درجه فساد، به كار بردن قوانین برای ستم است. فرانسوا ولتر
یكی از دلایل نوینی كه موجب فقر ما است، نیازهای جدید ما است. فرانسوا ولتر
ما فقیر هستیم، اما خوش سلیقه ایم. فرانسوا ولتر
كتابهای مفید، آنهایی هستند كه خواننده را تشویق به تكمیل آن كنند.فرانسوا ولتر
سرزمینی در جهان نیست كه عشق از عاشقان، شاعر نسازد. فرانسوا ولتر
پارسایی و پرهیزگاری در قلب نشسته است، نه جای دیگر. فرانسوا ولتر
دوستی، ازدواج دو روح است و در آن، ترك كردن و طلاق جایز نیست. فرانسوا ولتر
جنگ تهاجمی، جنگ وحشی ها است؛ آن كه از خود دفاع می كند، سزاوار آن است. فرانسوا ولتر
پاپ می میرد، اما دستگاه او پابرجاست.فرانسوا ولتر
هر چه بیشتر فكر می كنم بهتر می فهمم كه هیچ نمی دانم. فرانسوا ولتر

والت ویتمن ، ۱۸۱۹ در بروکلین به دنیا آمد.وی شاعر مدرن و روزنامه نگار آمریکایی است که او را پدیدآورنده شعر آزاد آمریکا میدانند.ویتمن در سال ۱۸۹۲ در مقبرهای که پیشاپیش ساخته بود به خاک سپرده شد.
در ۱۲ سالگی پس از ترک تحصیل به کار در چاپخانه و مطالعه آثار ادبی از هومر و شکسپیر تا تورات پرداخت. او تا ۱۷ سالگی در نیویورک به عنوان متصدی چاپ کار کرد و با هنر و ادبیات جدید آشنا شد. پس از مدتی معلمی در زادگاه خود، از سال (۱۸۴۱) به روزنامهنگاری حرفهای پرداخت و این شغل را با وقفههایی تا آخر عمر ادامه داد.
روزنامهٔ لانگ آیلندر (Long Islander) که ویتمن تاسیس کرد، هنوز چاپ میشود.
در سال (۱۸۵۵) نخستین دفتر شعر خود را با عنوان «برگهای علف» شامل ۱۲ شعر بدون عنوان و یک مقدمهٔ تاریخی، منتشر کرد.
ویتمن ویرایش دوم برگهای علف را در سال (۱۸۵۶) منتشر کرد که شامل ۳۳ شعر به همراه نامهای از امرسون که بر ویرایش اول کتاب نوشته بود، به همراه درآمدی طولانی از ویتمن در پاسخ امرسون بود. او ویرایش و تکمیل این کتاب را تا آخر عمر ادامه داد و نسخههای مختلفی از آن به چاپ رساند. آخرین ویرایش برگهای علف معروف به «ویرایش بسترمرگ» که او در سال (۱۸۹۲) پیش از مرگ منتشر نمود، کتابی بزرگ با ۳۸۳ شعر است که در ۱۴ فصل تنظیم شدهاند و فصلها عنوان «کتاب ۱» تا «کتاب ۱۴» را دارند.در سال (۱۸۹۱) کتاب «خداحافظ , خیال من» را چاپ کرد و همواره تا پایان عمر به بازبینی برگهای علف مشغول بود.

شاعر آمریکایی
ابرهای غارتگر دیرزمانی پیروز نخواهند ماند، دیر زمانی صاحب آسمان نخواهند بود و اختران را تنها به ظاهر در كام خود فرو می برند. والت ویتمن
تو نباید آنچه را ثروت و مال می نامند گرد كنی، باید آنچه به دست می آری و هر كامیابی كه نصیب می شود با دستهای گشاده به گرد خود بپراكنی. والت ویتمن
آیا ما پیروزی را بزرگ انگاشتیم؟ آری چنین نیز هست – اما اكنون چنین می بینیم كه شكست هم، اگر از آن گریزی نباشد، بزرگ است، و مرگ و بیم نیز بزرگ اند. والت ویتمن
چه لوحه ی یادبود و چه سنگ نبشته ای بر مزار توست، ای میلیونر؟ ما ندانیم كه چه سان زیستی، اما این دانیم كه عمر خود را در دادوستد و در میان گروه دلالان بسر آوردی، نه رادمردی و قهرمانی از آن تست، نه نبردی و نه افتخاری. والت ویتمن
در جوهر چیزها چنین نهاده اند كه از ثمره ی هر توفیقی، هر چه باشد، چیزی پدید آید كه مبارزه ی عظیم تری را واجب سازد. والت ویتمن
به هیچ شوهری و هیچ زنی و هیچ یاری اعتماد نیست كه اعترافات آدمی را بشنود. والت ویتمن
غرق در اندیشه جهان، دیدم ذره ای كه نام آن « نیكی » است استوار بسوی ابدیت می شتابد، و دریای بی كرانی كه « بدی » نام دارد خود را به هر سوی می كشاند، تا ناپدید شود و بمیرد. والت ویتمن
پیشتر رویم! انگیزه ها بزرگتر خواهند بود. والت ویتمن
تا كسی شهامت و تندرستی را با خود نیاورد به عرصه ی آزمایش پا نتواند گذاشت. والت ویتمن
اكنون راز پرورانیدن برترین كسان را در می یابم، باید كه در هوای آزاد نشو و نما كرد و با زمین خورد و خفت. والت ویتمن
خرد را آخرین بار در مدرسه ها نمی آزمایند، خرد را نمی توان از كسی كه صاحب آن است به كسی كه از آن محروم است منتقل ساخت. والت ویتمن
دیگر در دل جنگل های عظیم راه نخواهیم سپرد، بلكه از میان شهرهای عظیم تر خواهیم گذشت، اكنون چیزی عظیم تر از ریزش نیاگارا در برابر ما خروشان است، سیل آدمیان. والت ویتمن
گذشته، آینده، عظمت و عشق – اگر آنها از تو تهی هستند تو خود از آنها تهی هستی. والت ویتمن
من بر این باورم كه دیدن یك برگ علف، كمتر از سفر به ستارگان نیست. والت ویتمن
شیفتگی ذاتی هر اتم این است كه به سرچشمه ی الهی و بنیادیاش بازگردد. والت ویتمن
به پیش می رویم تا آنچه را زمین و دریا هرگز به ما نداده اند به دست آوریم. والت ویتمن
زندگی به من آموخت؛ بودن با كسانی كه دوستشان دارم، از همه چیز با ارزش تر است. والت ویتمن

انسان باید متوجه این واقعیتباشد كه نوع معاشرت با همسایگان، در روح و روانش اثر مىگذارد. امام سجاد (َع)
سروران مردم در دنیا، سخاوتمندان و در آخرت، پرهیزگاران هستند.امام سجاد (َع)
بد برادرى است كه در وقت توانگرى به تو توجه دارد و در وقت نیازمندى از تو مىبرد .امام سجاد (َع)
سه حالت و خصلت در هر يک از مؤمنين باشد در پناه خداوند خواهد بود و روز قيامت در سايه رحمت عرش الهي ميباشد و از سختيها صحراي محشر در امان است:
اوّل آن که در کارگشايي و کمک به نيازمندان و درخواست کنندگان دريغ ننمايد.
دوّم آن که قبل از هر نوع حرکتي بينديشد که کاري را که ميخواهد انجام دهد يا هر سخني را که ميخواهد بگويد آيا رضايت و خوشنودي خداوند در آن است يا مورد غضب و سخط او ميباشد.
سوّم قبل از عيب جويي و بازگويي عيب ديگران، سعي کند عيبهاي خود را برطرف نمايد. امام سجاد (َع)
سه چيز موجب نجات انسان خواهد بود: بازداشتن زبان از بدگويي و غيبت مردم، خود را مشغول به کارهايي کردن که براي آخرت و دنياي انسان مفيد باشد و هميشه بر خطاها و اشتباهات خود ناراحت باشد. امام سجاد (َع)
هرکس داراي چهار خصلت باشد، ايمانش کامل، گناهانش بخشوده خواهد بود، و در حالتي خداوند را ملاقات ميکند که از او راضي و خوشنود است:
خصلت خود نگهداري و تقواي الهي به طوري که به تواند بدون توقّع و چشم داشتي، نسبت به مردم خدمت نمايد.
راست گويي و صداقت نسبت به مردم در تمام موارد زندگي.
حيا و پاکدامني نسبت به تمام زشتيهاي شرعي و عرفي.
خوش اخلاقي و خوش برخوردي با نزديکان و خانواده خود. امام سجاد (ع)
اي فرزند آدم، تا آن زماني که در درون خود واعظ و نصيحت کنندهاي دلسوز داشته باشي و در تمام امور بررسي و محاسبه کارهايت را اهميّت دهي و در تمام حالات ـ از عذاب الهي ـ ترس و خوف داشته باش؛ در خير و سعادت خواهي بود. امام سجاد (َع)
حقّي که شکم بر تو دارد اين است که آن را ظرف چيزهاي حرام ـ چه کم و چه زياد ـ قرار ندهي و بلکه در چيزهاي حلال هم صرفه جويي کني و به مقدار نياز استفاده نمايي. امام سجاد (َع)
کسي که مشتاق بهشت باشد در انجام کارهاي نيک، سرعت و عجله مينمايد و شهوات را زير پا ميگذارد و هرکس از آتش قيامت هراسناک باشد به درگاه خداوند توبه ميکند و از گناهان و کارهاي زشت دوري ميجويد. امام سجاد (َع)
دست نياز به سوي مردم دراز کردن، سبب ذلّت و خواري در زندگي و در معاشرت خواهد بود و نيز موجب از بين رفتن حيا و ناچيز شدن شخصيت خواهد گشت به طوري که هميشه احساس نياز و تنگ دستي نمايد و هرچه کمتر به مردم رو بيندازد و کمتر درخواست کمک نمايد بيشتر احساس خودکفايي و بينيازي خواهد داشت. امام سجاد (َع)
سعادت و خوشبختي انسان در حفظ و کنترل اعضاء و جوارح خود از هرگونه کار زشت و خلاف است. امام سجاد (َع)
در اين دنيا سرور مردم، سخاوتمندان هستند؛ ولي در قيامت سيّد و سرور مردم، پرهيزکاران خواهند بود. امام سجاد (ع)
هر کس براي رضا و خوشنودي خداوند ازدواج نمايد و با خويشان خود صله رحم نمايد، خداوند او را در قيامت مفتخر و سربلند ميگرداند. امام سجاد (َع)
هرکس به ديدار دوست و برادر خود برود و براي رضاي خداوند او را زيارت نمايد به اميد آن که به وعدههاي الهي برسد، هفتاد هزار فرشته او را همراه و مشايعت خواهند کرد، همچنين مورد خطاب قرار ميگيرد که از آلودگيها پاک شدي و بهشت گوارايت باد. پس چون با دوست و برادر خود دست دهد و مصافحه کند مورد رحمت قرار خواهد گرفت. امام سجاد (َع)
چنانچه شخصي تو را بدگويي کند و سپس برگردد و پوزش طلبد، عذرخواهي و پوزش او را پذيرا باش. امام سجاد (َع)
تعجّب دارم از کسي که نسبت به تشخيص خوب و بد خوراکش اهتمام ميورزد که مبادا ضرري به او برسد، چگونه نسبت به گناهان و ديگر کارهايش اهميّت نميدهد و نسبت به مفاسد دنيايي، آخرتي، روحي، فکري، اخلاقي و... بيتفاوت است. امام سجاد (َع)
هرکس انسان گرسنهاي را طعام دهد خداوند او را از ميوههاي بهشت اطعام مينمايد و هر که تشنهاي را آب دهد خداوند از چشمه گواراي بهشتي سيرآبش ميگرداند و هرکس برهنهاي را لباس بپوشاند خداوند او را از لباس سبز بهشتي خواهد پوشاند. امام سجاد (َع)
به وسيله عقل ناقص و نظريههاي باطل و مقايسات فاسد و بياساس نميتوان احکام و مسايل دين را به دست آورد؛ بنابراين تنها وسيله رسيدن به احکام واقعي دين، تسليم محض ميباشد؛ پس هرکس در مقابل ما اهل بيت تسليم باشد از هر انحرافي در امان است و هر که به وسيله ما هدايت يابد، خوشبخت خواهد بود و شخصي که با قياس و نظريات شخصي خود بخواهد دين اسلام را دريابد، هلاک ميگردد. امام سجاد (َع)
دنيا همچون نيمه خواب (چرت) است و آخرت بيداري ميباشد و ما در اين ميان رهگذر، بين خواب و بيداري به سر ميبريم. امام سجاد (َع)
از سعادت مرد آن است که در شهر خود کسب و تجارت نمايد و شريکان و مشتريانش افرادي صالح و نيکوکار باشند، و نيز داراي فرزنداني باشد که کمک حال او باشند. امام سجاد (ع)
هر آيهاي از قرآن، خزينهاي از علوم خداوند متعال است، پس هر آيه را که مشغول خواندن ميشوي، در آن دقّت کن که چه مييابي. امام سجاد (َع)

سایت حکیمانه وابسته به هیچ سازمان و نهاد خصوصی و دولتی نیست و برای ادامۀ کار و گسترش امکانات نیاز به یاری شما دارد:
کمک مالی:
در صورت تمایل برای پرداخت قسمتی از هزینههای جاری سایت، کمک های خود را از طریق کارت عابربانک، به شمارهٔ 9117-0649-6318-5894 (بانک رفاه) به نام رضا قهرمانی واریز نمایید.
ارسال کتاب:
اگر کتابی را مفید می بینید و در مجموعه وجود ندارد، برای ما ارسال کنید تا مطالب آن به اشتراک گذاشته شود.
برای دریافت آدرس ایمیل بزنید: r.gh1980@yahoo.com
این صفحه برای رفع فیلترینگ، به دستور « کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه» حذف شده است
نادر شاه افشار "نادرقلی" در حدود سال ۱۰۶۶ خورشیدی در ایل افشار در درگز در شمال خراسان به دنیا آمد.وی ابتدا نادر قلی یا ندرقلی نامیده می شد.رئیس ایل افشار بود که به پادشاهی ایران رسید و بنیانگذار دودمان افشاریه شد. او دوازده سال (از ۱۱۱۴ تا ۱۱۲۶) بر ایران حکومت کرد. پایتخت وی شهر مشهد بود.نادر شاه در اواخر عمر تغییر اخلاق داد و پسر خود رضاقلی میرزا را کور کرد. سپس از کار خود پشیمان شد و برخی از اطرافیان خود را که در این کار آنها را مقصر میدانست کشت. لازم بهگفتن است که همواره پزشکی فرانسوی بنام "بازن" در رکاب نادر شاه بود که بنا بهعقیدهای امکان وجود دسیسه از جانب او نیز میرود.
نادر برای تامین هزينه جنگهای خود مجبور بود تا مالیات های گزافی از مردم بگیرد، به همین دلیل شورشهایی در جایجای کشور روی میداد. زمانی که نادر برای رفع یکی از این شورشها به خراسان رفته بود جمعی از سردارانش به رهبری علی قلی خان شبانه به چادر وی حمله کردند و اور ا به قتل رساندند.
در سال ۱۱۴۵ ه.ق. به دنبال یک قرارداد میان شاه تهماسب دوم و دولت عثمانی که بخشی از آذربایجان را به آن دولت وا گذار میکرد، نادر رهبران ایلها را که پشتیبان صفویه بودند در یکجا جمع نمود و با یاری آنها طهماسب را از شاهی برکنار گردانیده پسر خردسالش با عنوان (شاه عباس سوم) را به جانشینی برگزید و خود را نایبالسلطنه نامید. اما در واقع قدرت اصلی در دست نادر بود. نادر در عرض دو سال کل آذربایجان و گرجستان را از عثمانیان پس گرفت و عثمانیان را به سختی شکست داد
در سال ۱۱۴۸ قمری نادرشاه کلیهٔ حکمرانان و کدخدایان ایران را در دشت مغان جمع کرد (بالغ بر ۲۰٬۰۰۰ نفر). او در شورای دشت مغان اعلام کرد که وظایف خود را انجام داده و تصمیم بهاستراحت و کنارهگیری از کارها دارد. بزرگان کشور که میدانستند او باطناً مایل به سلطنت است، وی را به سلطنت پذیرفتند. بدین ترتیب شاه عباس سوم صفوی از شاهی برکنار شده و حکومت سلسلهٔ افشار با پادشاهی نادر آغاز شد. نادر اندکی بعد در ۱۱۴۸ ه.ق. تاجگذاری نمود.
او به مدت ۱۲ سال پادشاهی کرد و در این مدت دائماً به لشکرکشی به نواحی گوناگون مشغول بود. در این مدت توانست بحرین، قندهار، خوارزم، بخارا و بسیاری نواحی دیگر که برای سالها از ایران جدا شدهبود را به ایران بازگرداند. مهمترین فتح او فتح هندوستان بود.
نادر با غنائم فراوان که از هند به چنگ آورده بود به ایران بازگشت؛ غنائمی که نادر شاه به ایران آورد ده برابر بیشتر از بیشترین درآمد سالانهٔ دوران صفوی برآورد شدهاست. در میان این غنائم، جواهراتی چون کوه نور و دریای نور و تخت طاووس شهرت دارند. میزان غنائم به حدی بود که نادر برای سه سال گرفتن مالیات را درایران قطع کرد. با حمله نادر به هندوستان زمینه تضعیف و انقراض امپراتوری مغولی هند یا گورکانیان را فراهم کرد و پس از مدتی دولت انگلستان توسط کمپانی هند شرقی بر این کشور استیلا یافت.

میدان جنگ می تواند میدان دوستی نیز باشد اگر نیروهای دو طرف میدان به حقوق خویش اکتفا کنند . نادر شاه افشار
سکوت شمشیری بوده است که من همیشه از آن بهره جسته ام . نادر شاه افشار
تمام وجودم را برای سرفرازی میهن بخشیدم به این امید که افتخاری ابدی برای کشورم کسب کنم . نادر شاه افشار
باید راهی جست در تاریکی شبهای عصیان زده سرزمینم همیشه به دنبال نوری بودم نوری برای رهایی سرزمینم از چنگال اجنبیان ، چه بلای دهشتناکی است که ببینی همه جان و مال و ناموست در اختیار اجنبی قرار گرفته و دستانت بسته است نمی توانی کاری کنی اما همه وجودت برای رهایی در تکاپوست تو می توانی این تنها نیروی است که از اعماق و جودت فریاد می زند تو می توانی جراحت ها را التیام بخشی و اینگونه بود که پا بر رکاب اسب نهادم به امید سرفرازی ملتی بزرگ . نادر شاه افشار
از دشمن بزرگ نباید ترسید اما باید از صوفی منشی جوانان واهمه داشت . جوانی که از آرمانهای بزرگ فاصله گرفت نه تنها کمک جامعه نیست بلکه باری به دوش هموطنانش است . نادر شاه افشار
اگر جانبازی جوانان ایران نباشد نیروی دهها نادر هم به جای نخواهد رسید . نادر شاه افشار
خردمندان و دانشمندان سرزمینم ، آزادی اراضی کشور با سپاه من و تربیت نسلهای آینده با شما ، اگر سخن شما مردم را آگاهی بخشد دیگر نیازی به شمشیر نادرها نخواهد بود . نادر شاه افشار
وقتی پا در رکاب اسب می نهی بر بال تاریخ سوار شده ای شمشیر و عمل تو ماندگار می شود چون هزاران فرزند به دنیا نیامده این سرزمین آزادی اشان را از بازوان و اندیشه ما می خواهند . پس با عمل خود می آموزانیم که پدرانشان نسبت به آینده آنان بی تفاوت نبوده اند .و آنان خواهند آموخت آزادی اشان را به هیچ قیمت و بهایی نفروشند . نادر شاه افشار
هر سربازی که بر زمین می افتد و روح اش به آسمان پر می کشد نادر می میرد و به گور سیاه می رود نادر به آسمان نمی رود نادر آسمان را برای سربازانش می خواهد و خود بدبختی و سیاهی را ، او همه این فشارها را برای ظهور ایران بزرگ به جان می خرد پیشرفت و اقتدار ایران تنها عاملی است که فریاد حمله را از گلوی غمگینم بدر می آورد و مرا بی مهابا به قلب سپاه دشمن می راند … نادر شاه افشار
شاهنامه فردوسی خردمند ، راهنمای من در طول زندگی بوده است . نادر شاه افشار
فتح هند افتخاری نبود برای من دستگیری متجاوزین و سرسپردگانی مهم بود که بیست سال کشورم را ویران ساخته و جنایت و غارت را در حد کمال بر مردم سرزمینم روا داشتند . اگر بدنبال افتخار بودم سلاطین اروپا را به بردگی می گرفتم . که آنهم از جوانمردی و خوی ایرانی من بدور بود . نادر شاه افشار
کمربند سلطنت ، نشان نوکری برای سرزمینم است نادرها بسیار آمده اند و باز خواهند آمد اما ایران و ایرانی باید همیشه در بزرگی و سروری باشد این آرزوی همه عمرم بوده است . نادر شاه افشار
هنگامی که برخواستم از ایران ویرانه ای ساخته بودند و از مردم کشورم بردگانی زبون ، سپاه من نشان بزرگی و رشادت ایرانیان در طول تاریخ بوده است سپاهی که تنها به دنبال حفظ کشور و امنیت آن است . نادر شاه افشار
لحظه پیروزی برای من از آن جهت شیرین است که پیران ، زنان و کودکان کشورم را در آرامش و شادان ببینم . نادر شاه افشار
برای اراضی کشورم هیچ وقت گفتگو نمی کنم بلکه آن را با قدرت فرزندان کشورم به دست می آورم . نادر شاه افشار
گاهی سکوتم ، دشمن را فرسنگها از مرزهای خودش نیز به عقب می نشاند . نادر شاه افشار
کیست که نداند مردان بزرگ از درون کاخهای فرو ریخته به قصد انتقام بیرون می آیند انتقام از خراب کننده و ندای از درونم می گفت برخیز ایران تو را فراخوانده است و برخواستم . نادر شاه افشار

تردید ،نوسان ، وسواس،اظطراب ... نگرانی ،در آن نیست، اما آتش است ،آتشین تر از همه آتشها .آتشی که پرتو یک زبانه اش آفرینش است، سایه اش آسمان است،جلوه اش کائنات است،گرده خاکستر نازک و اندکش کهکشانها است... چه می گوییم ؟!!!
این آتش عشق در خدا !یعنی چه؟آتش عشق که این جوری نیست ..... پس این آتش دوست داشتن است. آری.
آتش دوست داشتن است،عجب ! ؟ منهم مثل همه عارف ها و شاعرها حرف میزدم.آتش عشق !؟ آنهم در خدا !؟
نه ، آتش دوست داشتن است که داغ نیست ، سرد نیست، حرارت ندارد؛ چرا؟ که نیازمندی ندارد؛ که غرض ندارد؛ که رسیدن ندارد،که یافتن ندارد،که گم کردن ندارد ، که به دست آوردن ندارد ،که بکار آمدن و بدرد خوردن ندارد... دکتر علی شریعتی
اس ام اس ، پیامک ، جک ،پند ،
sms
نویسنده فرانسوی
شهوات و امیال چون نسیمی هستند که در بادبان کشتی افتاده و به حرکتش در میآورد، صحیح است که افراط در آن، سبب غرق کشتی میشود لیکن بیوجود آن کشتی را یارای حرکت نیست، هرچیزی در این جهان، خطرناک و درعین حال لازم است.فرانسوا ولتر
وقتی كه حرف پول پیش می آید، همه پیرو یك كیش و آیین می شوند. فرانسوا ولتر
كسی كه آرزوهایش سودمند باشد، ثروتمند است. فرانسوا ولتر
از كشوری كه بهای خدمتكاران و دانشمندان را نداند و از آنان سپاسگزاری ننماید، نباید امید پیشرفت داشت.فرانسوا ولتر
كسانی كه می توانند حرفهای پوچ و بی معنی را در باور تو بگنجانند، می توانند تو را مجبور به انجام كارهای وحشیانه كنند. فرانسوا ولتر
زنها مثل ماهی هستند؛ به دست آوردن آنها آسان و نگهداشتن آنها مشكل است. فرانسوا ولتر
ادب، چیزی غیر از گفتار و رفتار توام با مهربانی نیست.فرانسوا ولتر
سعادت جز رؤیا چیز دیگری نیست، فقط به نظر حقیقت دارد؛ چه وقتی انسان می خواهد میزان زندگی را حساب كند نباید اندازه ی لذتها را بسنجد بلكه باید رنجهایی را كه از آنها رهایی یافته است نیز در نظر بگیرد. فرانسوا ولتر
دو چیز برای من به معنای زندگی است: آزادی و بانویی كه او را دوست دارم.فرانسوا ولتر
بر سر دوراهی های زندگی گاهی اتفاق می افتد كه عاطفه و وظیفه با هم تماس پیدا می كنند؛ كسانی كه از عاطفه پیروی كنند، همیشه از خود شادمانند، اما مردمی كه در این گونه از مراحل، تبعیت عقل و وجدان را ترجیح داده و انجام وظیفه نمایند، غالبأ از كرده ی خود پشیمان هستند. فرانسوا ولتر
آدمی هرگز بدكار و پلید به دنیا نمی آید. فرانسوا ولتر
سرنوشت یك ملت غالبا بستگی به خوب كار كردن و یا خوب كار نكردن دستگاه گوارش نخست وزیران ملت داشته است. فرانسوا ولتر
ازدواج مجموعه ای ازمزه هاست؛ هم تلخی و شوری دارد و هم تندی و ترشی و شیرینی و بیمزگی.فرانسوا ولتر
هر چه افراد ازدواج كرده بیشتر شوند، جنایتها كمتر خواهد شد. فرانسوا ولتر
هر كس باید باغ خود را پرورش دهد. فرانسوا ولتر
كار و كوشش ما را از سه عیب دور می دارد: افسردگی، دزدی و نیازمندی.فرانسوا ولتر
صفت، دشمن اسم است. فرانسوا ولتر
ما باید در زندگی دارای هدف عالی بوده و افق بالاتری را بنگریم زیرا بدون هدف زیستن ثمره ای جز خستگی ندارد. فرانسوا ولتر
بگذار كه دوستی كم كم به اوج خود برسد. اگر این رسیدن برق آسا باشد، ناگهان از نفس می افتد و متوقف می شود.فرانسوا ولتر
هیچ خدمتی صادقانه تر از خدمت عاشق به معشوق نیست. فرانسوا ولتر
تصور می كنم كه اگر كسی یك ربع ساعت تنها به فكر زندگی خود باشد و بیندیشد كه آن را اصلاح كند، هر ماه از زندگی او بهتر از ماه قبل خواهد شد.فرانسوا ولتر
زندگی مانند كودكی است كه اگر می خواهید به خواب نرود، پیوسته باید او را سرگرم كرد.فرانسوا ولتر
حقیقت را دوست بدار، ولی اشتباه را عفو كن.فرانسوا ولتر
پیوند عشق حقیقی حتی به مرگ گسیخته نمی شود چه برسد به دوری.فرانسوا ولتر
فرصت بدی كردن در هر روز صدها بار به دست می آید و فرصت خوبی كردن در هر سال، یكبار. فرانسوا ولتر
تصور می كنم كه اگر هر كس تنها یك ربع ساعت به فكر زندگی خویش باشد و بیاندیشد كه آن را اصلاح كند، هر ماه زندگی او از ماه پیش بهتر خواهد شد. فرانسوا ولتر
در این دنیا هیچ كس نمی داند كه در پشت پرده ظاهری حوادث چه می گذرد. امروز به خوبی بر من ثابت شده كه درباره هیچ چیز نباید از روی اسناد و ظواهر قضاوت كرد.فرانسوا ولتر
شك حالت خوش آیندی نیست، ولی ادعای یقین خنده دار است.فرانسوا ولتر
ما كودكانی هستیم كه چون به خواب می رویم رویای سعادت می بینیم و چون بیدار می شویم تعبیری جز تیره روزی نمی یابیم.فرانسوا ولتر
انسان در همان لحظه كه تصمیم می گیرد آزاد باشد، آزاد است. فرانسوا ولتر
![]()
فرانسوا ولتر، (فرانسوا ماری آروئه) نویسنده، شاعر و فیلسوف فرانسوی،در سال ۱۶۹۴ در پاریس بدنیا آمد و در سال ۱۷۷۸ میلادی درگذشت.
وي تحصیلات خود را در مدرسه «لويی کبیر» به پايان رساند و مدتي به شاگردی یکی از قضات دادگستری فرانسه درآمد. پس از چندی نيز جایزه آکادمی فرانسه به او داده شد.
ولتر در سال ۱۷۱۵، اشعاری بر ضد «فیلیپ دوم» از خانواده «اورلئان» سرود که باعث تبعید وی از فرانسه گشت. پس از مدتي عفو و آزاد شد، ولی دوباره مورد اتهام قرار گرفت و او را به زندان «باستیل» فرستادند، اما بعد از رهايي از زندان، زندگي راحت و آسوده اي داشت.
ولتر در سال ۱۷۲۳، منظومههای «هنریاد» را که درباره سلطنت «هانری چهارم» بود، منتشر كرد و در ۱۷۲۴، نمایشنامهای را در پاریس به معرض تماشا گذاشت. وي در سال ۱۷۲۵، بر اثر پيشامد مجبور شد پاریس را ترک گفته و به انگلستان برود. در این زمان با چند تن از شعرای انگلیسی آشنا شد و مقاله هايي به زبان انگلیسی منتشر کرد. وی در سال ۱۷۲۹ به پاریس بازگشت و تراژدی «بروتوس» را نوشت و در سال ۱۷۴۸، نمایشنامه «سمیرامیس» را به قصد رقابت با «کره بیون» به رشته تحرير درآورد. در سال ۱۷۷۶ ضمن انتقاد از آثار شکسپیر ، قطعات «ایرن» و «آگاتوکل» را نوشت.
از کارهای تحقیقی وی میتوان «تاریخ روسیه»، «فرهنگ فلسفی» و «عصر لويی چهاردهم» را نام برد. سایر آثار او عبارتند از : «مرگ قیصر»، «دوشیزه اورلئان» و «کاندید». ولتر در سیام ماه مه ۱۷۷۸ به علت کار و خستگی زیاد، زندگی را بدرود گفت.
آثار فرانسوا ولتر:
اخلاق و روحیه ملل ،بروتوس ،مرگ قیصر، هنریاد ، فرهنگ فلسفی ،نامه های فلسفی، تاریخ روسیه و ...
![]()
